جای تامل است که تشخیص مصلحت نظام به دست افرادی است که بقول ایشان و احمدی نژاد در مقابل نظام و رهبری ایستاده اند و جای تامل بیشتر دارد که چرا رهبر دخالتی نکرده و جناب رییس دولت نهم آنها را ضد نظام و رهبری می داند. معنی نظام را باید دوباره تعریف کرد!.
شخصا از پرداختن به این موضوع پرهیز کرده و یادداشت روزنامه اطلاعات(که کمتر در آن مطالب انتقادی به چشم می خورد ) را نقل می نمایم. قضاوت با شما دوستان.
ضمنا پاورقی ها به جهت استقبال از سال جهانی اصلاح......... حذف می گردد.
یادداشت نوشته علیرضا خانی
رئيس جمهوري روز پنجشنبه در اجلاس كپنهاك به همه كشورهاي جهان پيشنهاد كرد سال 2011 سال اصلاح الگوي مصرف و كاهش آلودگي نامگذاري شود.(1)
معاون اول رئيس جمهوري روز سهشنبه گفت: سالانه 250 ميليارد تومان نان (معادل 30 درصد نان توليد شده) در كشور دور ريخته ميشود.(2)
يك مقام وزارت جهاد كشاورزي گفت: انرژي در بخش كشاورزي ايران اسراف ميشود به گونهاي كه ايران بالاترين ميزان مصرف انرژي را در بخش كشاورزي در ميان كشورهاي عضو فائو دارد.(3)
معاون اول رئيس جمهوري گفت: بخشي از درآمدهايي كه بايد خرج زيرساختهاي كشور شود، متأسفانه به دليل اسراف از بين ميرود.(4)
علي يوسفپور معاون وزير نيرو گفت: خود دولت، منشأ تمام اسرافها در بخشهاي مختلف جامعه است.(5)
عباس عليآبادي معاون وزير نيرو در امور برق: سالانه حدود 30 ميليارد كيلووات ساعت برق توليدي كشور در شبكه توزيع هدر ميرود.(6)
يك كارشناس در گفتوگو با فارس: هزينه اسراف سالانه نان در ايران به اندازه ساخت 2 پالايشگاه است.(7)
رئيس اتاق بازرگاني: در صورت اصلاح الگوي مصرف، توليد ناخالص داخلي كشور رشد 40 درصدي را تجربه خواهد كرد.(8)
روحالله عباسپور عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس: 2 برابر جمعيت 3/1 ميليارد نفري چين انرژي مصرف ميكنيم(9)
رئيس جمهوري در جمع مردم كرمان: در حال حاضر كشور با اسراف و بدمصرف كردن و اتلاف منابع ملي مواجه است (10)
رئيس مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني: ضايعات مواد غذايي در ايران 25 برابر متوسط جهاني است(11)
يك مقام وزارت جهاد كشاورزي: سالانه 30 درصد ميوه كشور به ضايعات تبديل ميشود كه اين ميزان 15 برابر ميانگين جهاني است(12)
92 درصد آب مصرفي در بخش كشاورزي به دليل استفاده از روش منسوخ غرق آبي هدر ميرود.(13)
سالانه 73 ميليون ليتر سوخت در كشور هنگام سوختگيري هدر ميرود كه اين ميزان 10 برابر اتحاديه اروپا و 15 برابر ژاپن است.(14)
9درصد سوخت جهان در ايران مصرف ميشود كه تنها يك درصد جمعيت جهان را دارد. در مصرف گاز بعد از آمريكا و روسيه، در رتبه سوم قرار داريم.(15)
براساس گزارش انجمن جهاني انرژي در سال 2008، از سال 1990 تا 2006 ايران بيشترين افزايش شدت مصرف انرژي را در بين كشورهاي دنيا داراست و ادامه اين روند در آينده ميتوان ايران را از يك كشور صادر كننده به يك كشور وارد كننده منابع انرژي تبديل كند(16)
حسن كامران نماينده اصفهان در مجلس: مسئولين قواي سهگانه به جاي حرف زدن درباره ضرورت منطقي كردن مصرف منابع در كشور بايد در اين مسيرگام عملي بردارند كه اولين قدم ساماندهي سفرهاي مسئولان دولت و دستگاه قضا و وكلاي ملت است و نبايد بهانه بياورند كه اول بايد مسائل كلان را حل كرد چرا كه از رعايت نكات كوچك ميتوان به تصميمات اساسي و بزرگ رسيد.(17)
***
به نظر نميرسد ضروري باشد نكته ديگري بياوريم. اما خوب است رئيس جمهوري محترم در بازگشت از سفر كپنهاگ به مردم توضيح دهد كه دولت و مجموعه تحت مديريت او، در سال اصلاح الگوي مصرف غير از شعار و پارچهنويسي چه كرده است؟
چه اصلاح اساسي در مصارف دولتي بوجود آمده است؟ چه تصميمات عميق و دقيقي براي جلوگيري از هدرروي منابع و اتلاف سرمايههاي كشور اتخاذ شده و به اجرا درآمده است؟
رئيس جمهوري كشوري كه به اذعان مسئولان دولتش، بيشترين اتلاف انرژي، هدرروي منابع و ضايعات محصولات را دارد و در سال اصلاح الگوي مصرف ـ كه نامگذاري هوشمندانهاي بود و مغفول ماند ـ هيچ حركت جدي و اساسي در زمينه اصلاح مصرف انجام نداده و آماري را پايين نياورده است، چگونه ميتواند براي همه جهان نسخه بپيچد؟!
بدون شک اهانت به ساحت حضرت امام ٬ آن پیر فرزانه و مراد مردم مسلمان ایران از هیچ فرد یا گروهی پذیرفته نیست و تمامی علاقمندان نظام جمهوری اسلامی آنرا محکوم می نمایند اما در این جریان ٬بقول عده ای نقش روشنگرانه! رسانه ملی! جای تامل دارد هرچند این بزرگ نمایی را نمی توان صرفا به صدا و سیما نسبت داد.
اگر فردی یا افراد معدودی چنین جسارتی روا داشته اند که در اصل عمدی بودن آن نیز شبهه وجود دارد آیا انتشار آن اشاعه منکر نمی باشد؟ آیا این امر مورد قبول تعداد زیادی از شرکت کنندگان در آن تجمع بوده و مورد حمایت آنان قرار گرفته است و به نوعی عمومیت یافته است؟ بی شک در جریانات اخیر افرادی نیز نفوذ نموده تا خواسته های خود را در این بین عملی کنند و قطعا فتنه گرانی نیز بدنبال تحت تاثیر قرار دادن ومنحرف کردن جریان اعتراض هستند اما نباید و نمی توان عملکرد فرد یا افراد معدودی را به کل جریان تسری داد.
در جریان اهانت به حضرت امام در قبل از انقلاب که منجر به حرکت عظیم مردمی گردید اهانت کننده مطلبی در یکی از دو روزنامه پر تیراژ آنروز مطرح کرد و منتشر شد که طبیعتا اعتراض مردمی را بدنبال داشت . اما در این اتفاق که در جمع محدودی و بر فرض توسط فردی این اهانت صورت گرفت نهادهای امنیتی براحتی توانایی شناسایی وی و سپردن او بدست قانون را داشتند اما اینکه این جریان در این سطح وسیع ٬ رسانه ای شود و تبلیغات فراوان حول آن صورت گیرد را نمی توان جز این تلقی نمود که قصدی وجود دارد تا بهانه ای که بدست آمده را بزرگ کرده و منکری را علنی نمایند تا ضربه ای کاری به جریان اصلاحات وارد کرده و مقدمه ای برای برخوردهای بسیار شدیدتر با معترضین باشد.
مخصوصا که با بسیج کردن طلاب و روحانیون و تعطیلی دروس حوزه و براه انداختن تجمعات و تظاهرات در مراکز مختلف و پوشش گسترده خبری آن ٬ چنان به مردم القاء می شود که گویی اهانت به امام توسط عده ای کثیر از منسوبین به جریان اصلاح طلب صورت گرفته که دیگر مجالی برای عطوفت و رحمت با آنها باقی نمانده و عده ای کفن پوش آماده برخورد شدید با آنها هستند.
اینگونه عملکرد و اقدام بنظر اینجانب بسیار ناشیانه و عوامفریبانه برای انتقام از معترضین است.
در خاتمه باید اذعان کنم که تبری سران جریان معترض از این اقدام که بهانه بدست حاکمین داده است امری ضروری بوده وتاخیر آنان قابل توجیه نبوده و جریان امر را بدتر خواهد نمود.
در پایان نامه موسسه تنظیم و نشر آثار امام خطاب به رییس صدا و سیما بدون توضیحی نقل می شود
بسمه تعالی
برادر گرامی جناب آقای سید عزتالله ضرغامی
ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی
روز شانزدهم آذر 88، سیمای جمهوری اسلامی در چند بخش خبری، تصویری را منتشر کرده که حاوی حرمت شکنی نسبت به امام راحل عظیمالشان بوده است. در این باره نکاتی را لازم است معروض دارم:
نخست آنکه آنچه از گزارشهای مختلف افرادی که در صحنههای تلخ روز دانشجو در دانشگاههای مختلف حضور داشتهاند، استفاده میشود آن است که موضوع بدان گونه که در برنامه تلویزیون نشر یافته، نبوده و علیرغم آنکه در این روز بعضا شعارهای ساختار شکنانه دیگری، با کمال تاسف مطرح شده، اما هتک حرمتی نسبت به ساحت امام خمینی (س)گزارش نشده است. و بر فرض آنکه آنچه که در تصاویر تنظیم شده و نامرتبط نشان داده شده است در گوشهای از تجمعات آن روز توسط فردی مجهول و مغرض انجام یافته باشد، توسعه آن به گونهای که گویی جو غالب چنان بوده است دروغ بیّن و مسلّم میباشد. حرمت شکنی بیسابقه صدا و سیما در تنظیم تصاویر پخش شده جداً باعث تاسف، تعجب و اعتراض جدی دوستداران امام راحل است. تنها کافی است تصور کنید که این عکس در یکی از روزنامهها یا نشریههای دیگر منتشر شده بود. آیا نمیتوان عکسالعمل علاقمندان به اصول انقلاب را ترسیم کرد. نکته حائز اهمیت آن است که هیچ یک از شبکههای خارجی و رسانههای دیداری و نوشتاری- علی ما نقل- چنین مطلبی را انعکاس ندادهاند و این اشتباه تنها مخصوص صدا و سیمای جمهوری اسلامی است.
نکته دیگر آنکه از دیدگاه علاقمندان امام هر چند باید از نزاعها و اختلافات ابراز تاسف کرد و در مسیر حل آن گام برداشت ولی باید اذعان کرد که خوشبختانه این نقار در درون خانواده بزرگ دوستداران امام خمینی است و همین امر سرمایه بزرگ نظام اسلامی برای برون رفت از بحران است؛ بغضهای متقابل را اگر بتوان در کانون واحدی به محبت تبدیل کرد میتوان نسبت به آینده امیدوار بود و این همان نکته ارزشمندیست که همواره مورد تایید و تاکید رهبری معظم انقلاب اسلامی بوده و توسط ایشان در مواقع مختلف از مسئولین نظام جمهوری اسلامی مطالبه شده است و به همین سبب هر گونه تلاش از ناحیه هر کس برای آنکه این اختلافات را به بیرون از این خانواده بزرگ هدایت کند را باید نابخردانه و احتمالا خائنانه تحلیل نمود و از آن خون دل خورد و ابراز تاسف کرد. و این تاسف آنگاه صد چندان میشود که اشتباه از ناحیه صدا و سیمای جمهوری اسلامی باشد.
امید است در تنظیم و پخش اخبار مربوط به حضرت امام (س) عنایت به جایگاه خاص رهبر کبیر انقلاب اسلامی بعنوان اصلی ترین سرمایه نظام جمهوری اسلامی ایران دقت بیشتر مبذول شود.
حمید انصاری
قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی
19 آذر 1388
در سالهای پس از انقلاب اسلامی ٬ علیرغم بسیاری از تبلیغات و بودجه های گزافی که در راه فرهنگ و فرهنگ سازی مخصوصا در حوزه امور دینی صورت پذیرفته اما باید بررسی شود که به چه میزان کارآیی داشته و به چه میزان توانایی فرهنگسازی در این زمینه وجود داشته است؟
آنچه که در جامعه مخصوصا در میان جوانان ملاحظه می شود متاسفانه موفقیتی را که ادعا می شود نشان نمی دهد.در این مقوله بحث فراوان است اما آنچه مجال بررسی دقیق دارد تبلیغات دولتی و وابستگی نهادهای فرهنگ ساز به دولت و بودجه های دولتی و فرمایشی شدن فرهنگ در جامعه است که متاسفانه نه تنها داشته های قبلی حفظ نشده و بر آن افزوده نگردیده که بسیاری از پایه های فرهنگی نیز دچار تزلزل گردیده است.
عدم توازن حرکت نهادهای فرهنگی با نیازهای روز و غیر خودی دانستن قشر عظیمی از مردم باعث دور شدن روز بروز بسیاری از مردم از فرهنگ اسلامی غنی ماست.
در این سالیان حرکت غیر فرمایشی و خودجوش همراه با تفکر و نوآوری را در حیطه اشاعه فرهنگ ولایی ٬شخصا کمتر دیده ام اما امروز در خیابان ولی عصر ٬ جنب بازار صفویه به چایخانه سنتی برخوردم که رنگ و بوی دیگری داشت: چایخانه سنتی غدیر
با اتفاق همسرم سری به آنجا زده و با بغضی در گلو از شعف جذابیت این کار ارزنده ٬ از منوی چایخانه نسکافه ای را سفرش دادم که در ستون قیمت آن ٬ پنجاه صلوات نوشته شده بود.
سپس پرسشنامه و پاسخنامه ای آوردند که سوالات مربوط به ولایت امیرالمومنین علی (ع) بود و یکی از میزبانان جوان وخوشروی این چایخانه بر سر هر میزی حاضر شده و با بررسی سوالات و بحثی شیرین ٬ در نشستی سراسر صفا و عشق به ولایت به مقتضای شخصیت و روحیات هر فرد باب بحثی را گشوده و اطلاعاتی در اختیار میهمانان قرار می دادند.
وجودو فعالیت چنین مجموعه هایی از جوانان متدین و معتقد که بدون قضاوت در خصوص مخاطبین خود با آنها دوستانه به گفتگو وبحث می نشینند و محیطی را فراهم می کنند که از هر تیپ شخصیتی در این جمع توانایی حضور و بحث دارند بسیار قابل تقدیر و ارزشمند است و بنظر حقیر تاثیر آن از فعالیتهای بسیاری از سازمانهای عریض و طویل با بودجه های میلیاردی بیشتر است.
گروه سلام بر آفتاب و جمع دانشجویان عاشق آن می توانند الهام بخش بسیاری از فعالیتهای نو ومبتکرانه و تاثیر گذار در کنار فغالیتهای سنتی مذهبی باشند.
* مهدي رحيمي
دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد
دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل
پيمانه «مي» تا سر ميخانه به هم خورد
دستي به هوا رفت و به تاييد همان دست
دست همه قوم صميمانه به هم خورد
«لبيك علي »قطره باران به زمين ريخت
«لبيك علي» نور و تن دانه به هم خورد
يك روز گذشت و شب مستي به سر آمد
يعني سر سنگ و سر ديوانه به هم خورد
پس باده پريد از سر مستان و پس از آن
بادي نوزيد و در يك خانه به هم خورد
البته در شگفتم که که خیل میلیونی فریب خورده! در ۲۵ تیر ماه چگونه جان سالم بدر بردند و در زمره براندازان محسوب نشدند؟ یا عاملین اصلی چگونه از این دایره خارج ماندند؟ هر چند که عده ای این روزها سخت بدنبال تعقیب آنها نیز هستند.
جواب این معمای نه چندان سخت روشن است که به ضمیر خود و نتیجه ای که از مجموع این حوادث می گیریم ارجاع می دهم.
باری این ایام گذشت و سخن از وحدت به کرات از تریبونهای مختلف شنیده شد و مسئولین محترم نیز همدیگر را به کنار گذاشتن اختلاف و وحدت نصیحت می کرده و می کنند.
اما آیا بواقع جامعه بسوی وحدت گام می نهد؟ مردمی که از بسیاری موارد اقناع نشده اند می توانند همه چیز را فراموش کنند؟وقتی رسانه هایی که از بیت المال تغذیه می شوند و دم از ولایتمداری می زنند هر روز به بهانه ای آتش را برافروخته تر می کنند حرف از وحدت چه جایگاهی دارد؟ وقتی عملکرد بعضی مسئولین ناقض وحدت ملی است ٬ مردم چگونه حرف آنها را باور کنند؟
اصلا منظور از وحدتی که ذکر می شود یعنی چه؟ آیا با این شرایط غیر از این می توان برداشت کرد که وحدت مورد نظر آقایان یعنی همسوئی منتقدین با آنها؟ و حق مطلق جلوه دادن خودشان؟
دیروز مراسم شکرانه وحدت ! در مجلس برگزار شد اما جالبست که نه تنها دو مقام عالیرتبه که در این ماهها اختلافاتشان به حد اعلی رسیده ( آقای هاشمی رفسنجانی و رییس دولت بعد از نهم) در آن حضور نیافتند بلکه از طرف نمایندگان ملت نیز از آن استقبال چندانی از آن نشد.
زمانی که در راس حاکمیت ٬ وحدت معنایی ندارد و هر کس به راه خود می رود انتظار از جامعه امر بی معنایی است.
جالب اینکه رییس دولت بعد از نهم که دیشب مصاحبه تلویزیونی داشت حدود یکساعت در مورد سفر خارجی اخیرش توضیح داد اما زمانی که مجری علت عدم حضور وی را در جلسات مجمع تشخیص مصلحت که از وظایف اوست جویا شد به این جواب بسنده کرد که: دلایل خاص خودش را دارد!!!!!!!!
جناب رییس شما که خود را موظف می دانید در خصوص سفر به بولیوی و سنگال به مردم توضیح دهید چرا در رابطه با این موضوع مهم که از وظایف شماست خود را پاسخگوی ملت نمی دانید؟
اینگونه رفتارها به هیچوجه با منطق دینی و ملی ما همخوانی نداشته و نقض ادعایی است که بر وحدت دارند و هردم آنرا با صدای بلند فریاد می کنند.
روزها گذشت وگنجشک با خداهیچ نگفت فرشتگان هر بار سراغش رااز خدا می گرفتند وخدا هر بار به فرشتگان می گفت می آید من تنها کسی هستم که غصه هایش را می شنوم
و سرانجام کنجشگ روی شاخه ای ازدرخت دنیا نشست فرشتگان چشم به لبهایش دوختند گنجشک هیچ نگفت وخدا لب به سخن گشود با من بگو از آنچه سنگینی سینه ی توست گنجشک گفت لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگی هایم بود وسرپناه بی کسی ام تو همان را هم از من گرفتی این طوفان بی موقع چه بود و چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود وسنگینی می کرد بغض راه کلامش را بست سکوتی بر عرش طنین انداز شد
فرشتگان همه سر به زیر انداختند
خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود خواب بودی باد را گفتم تا خانه ات را وارونه کند آنگاه تو از کمین مارپر گشودی گنجشک خیره در خدایی خدا ماند
خدا گفت و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی پرداختی
اشک در دیدگان کنجشگ نشسته بود ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد تو همان گنجشکی که همیشه بی قراری اما خاطرت تخت که
همیشه یکی هست که به یاد توست.
بموجب کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز به آن پیوسته و شورای نگهبان نیز آنرا تایید کرده اعدام افرادی که در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته اند منع شده و دول امضا کننده متعهد به رعایت آن می باشند. اما علیرغم اینکه ایران آنرا پذیرفته اما تا کنون از این بابت ممانعتی برای اعدام چنین افرادی بعمل نیاورده است.
هر چند مطابق قواعد شرعی و حتی مقررات قانون مجازات اسلامی سن مسولیت کیفری همان سن بلوغ می باشد اما با توجه به مسایل و مصالحی ایران مفاد این کنوانسیون را پذیرفته و باید بدان پایبند باشد و در تقنین نیز باید بدان نظر داشته باشد.
ممکنست عده ای عدم صدور و اجرای حکم اعدام چنین افرادی را تعطیل حکم الهی تلقی کرده و بدان اعتقادی نداشته باشند اما با توجه به مصالحی که مرحوم امام قایل بودند که در صورت مصلحت حکومت اسلامی می تواند احکامی مثل حج را نیز تعطیل کند٬ عدم اجرای چنین احکامی را توجیه می کند.
اجرای این احکام اکنون عملی است که موجب وهن اسلام می شود و از طرفی عدم پایبندی ما را به تعهدات خود نشان می دهد.
امروز در ضمیمه روزنامه اعتماد دو مصاحبه با فرزندان شهیدان عزیز همت و باکری درج شده بود که دل را به درد می آورد از آنچه در ایام پس از شهادت آن بزرگواران بر آنها گذشته و بی مهری ها نسبت به ایشان تا حوادث پس از انتخابات و مضروب شدن و باتون خوردن همسر شهید همت و فرزندان ایشان و شهید باکری.
نمی دانم اگر این شهدای گرانقدر و بزرگانی همچون شهیدان مطهری ٬ بهشتی ٬ رجایی و....... اکنون در بین ما بودند چه موضعی داشتند؟
به هر روی ٬یادشان در این ایام غنیمتی است برای یاد آوری صفا ٬ ایمان و عشق .
یادشان همواره به خیر و همراه ما باد.
پخش این خبر از رسانه ملی! اینچنین تداعی می کرد که احتمالا تعداد قابل توجهی بوده اند که قابلیت خبررسانی در اخبار سراسری را دارد اما مشخص که این تعداد بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر بوده و از عنوان ستاد مردمی استقبال از پیام آور عدالت و مهرورزی ! استفاده کردند.
جالب است که رسانه ملی! تجمعات میلیونی را سانسور می کند ولی تجمع ۱۵۰ نفره در چند بخش خبری به شکل غلو شده پوشش داده می شود.

در حالیکه روابط ایران با کشورهای همسایه و نیز مسلمان علیرغم تبلیغات ٬در جایگاه شایسته ای قرار ندارد احمدی نژاد دوستانی از کومور ٬ونزوئلا ٬جزایر سلیمان و..... می یابد تا بنوعی این انزوا را جبران کند.
چاوز که اکنون متحد اصلی ایران در آمریکای لاتین می باشد بیش از آنکه نفعی برای ما داشته باشد از کمکها ومنافع ایران بهره مند شده و در عین حال سیاستهای کجدار ومریز خود را در قبال آمریکا واسرائیل را دنبال می کند.
به هر روی مقامات ایران اکنون صلاح را در رابطه نزدیک با او می دانند اما آنچه مایه تاسف و درد آور است اینکه یک فرد مارکسیست که بوسه بر دست مدل آمریکایی می زند و عکسهایی از حالات زشت او در وب موجود است افطار را در بارگاه قدسی و ملائک پاسبان رضوی (ع) مهمان رییس دولتی باشد که خود را منادی اسلام ناب محمدی می داند.!
مصلحت اندیشی را نیز حدی است که اگر به زیر پا گذاشتن مقدسات باشد به هیچ روی قابل بخشیدن نیست.
آقایانی که ندای وااسلامایشان به هر بهانه ای بلند می شود اکنون کجا هستند؟



با عنایت به مواردی از احکام اسلامی (بنا به قرائت رایج از شریعت )٬ نمی توان تعارض آن احکام را با حقوق بشر نفی نمود که این مسئله دستاویزی برای حمله به اسلام عزیز شده والبته روح نقاد جامعه نیز در این عصر در عادلانه بودن بسیاری از این احکام دچار سر درگمی گردیده است
متدینین و علمای اسلامی برای رویارویی با انتقادات در خصوص تعارض بعضی از آراء فقهی با حقوق بشر گاه از جنبه توجیه برآمده٬ زمانی حقوق بشر به معنای رایج آنرا بر خلاف شریعت دانسته و زمانی هم مجبور به عقب نشینی می شوند.
اما آنچه مهم است اینکه نسبت این دو با یکدیگر چیست و آیا در واقع چنین تعارضی وجود دارد یا خیر؟ آیا خواستگاه این تعارضات نوع نگاه ذاتی دین به افراد بشری است یا قرائتی خاص ولو رایج از دین ٬ما را به این نتیجه می رساند؟ و از منظری دیگر و با قرائتی متفاوت٬ می توان گفت که احکام دینی نه تنها تعارضی با حقوق بشر نداشته بلکه موید آن نیز می باشد.؟
این مباحث توسط دکتر محسن کدیور در کتابی با نام "حق الناس" به بحث گذاشته شده است

موضوعاتی از قبیل:
آزادی عقیده ومذهب در اسلام واسناد حقوق بشر
حقوق مخالف سیاسی در جامعه دینی
احکام فقهی بغی٬ محاربه وافساد
حقوق زنان
برده داری
حقوق غیر مسلمانان
و تامین اجتماعی مورد بحث قرار گرفته اند.
رویکرد ایشان به این موضوعات از منظری نو و البته با دید اجتهادی است که بسیار جای تامل و تدبر دارد و هر چند که این مباحث گامهای نخستین در این راه است و باید با دیدی نقادانه با آن مواجه شد اما قدم بزرگ و مبارکی است که می تواند رو به رشد نهاده و در صورت قبول اصحاب نظر ٬ بسیاری از مسائل روز را حل نماید.
مسلما هر نظریه ای در ابتدا به کمال نرسیده و می تواند دارای نواقصی باشد اما در تضارب اندیشه ها وبا دقت نظر می تواند مورد ارزیابی دقیق قرار گرفته و در صورت قبول بکار آید.
مطالعه نقادانه این کتاب را به همه آنها که دغدغه دین والبته حقوق بشر دارند مخصوصا به طلاب عزیز و نیز حقوق پژوهان گرامی توصیه نموده که با توجه به بررسی کارشناسی نویسنده محترم٬حوزه دیدی وسیعتر در بررسی ادله فقهی را فراروی مخاطب قرار می دهد.
بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد
سارا به سین سفره مان ایمان ندارد
بعد از همان تصمیم کبری ابرها نیز
یا سیل می بارد و یا باران ندارد
بابا انار و سیب و نان را می نویسد
اما برای خوردنش دندان ندارد
انگار بابا همکلاس اولی هاست
هی می نویسد این ندارد آن ندارد
بنویس آن مرد کی در باران می آید؟
این انتظار خیسمان پایان ندارد؟؟!
درج بعضی از جملات نغز ایشان خالی از لطف نیست:
همه ميدانند در ايران انتخابات يك امر اصيل است؛ بر خلاف دموكراسيهاي رايج دنيا كه يك نمايش و يك طراحي از پيش تعيينشده است.
حوادث بدي اتفاق افتاد. جمعي از مردم آسيب ديدند و حوادث بسيار زشتي رخ داد. عدهاي به كوي دانشگاه حمله و كارهاي زشت كردند. در برخي بازداشتگاهها اقدامات زشتي انجام شد. من ميخواهم اعلام ميكنم اين كارها كه در كوي دانشگاه و برخي بازداشتگاهها و امثال آن انجام شد، بدانيد كه اينها هم اجزاي سناريوي دشمن بود. اينها توسط وابستگان به جريان برانداز انجام شد. ما امروز اسناد و شواهد و دلايل روشني داريم. ساحت نيروهاي انقلاب و نيروهاي امنيتي، نظامي و اطلاعاتي از اين كارهاي شرمآور مبراست. بسيجيان ما در خيابان فداكارانه كتك خوردند و مراقب حقوق عمومي بودند تا مبادا به كسي تعرض شود، به مغازهاي، شخصي، ماشينها و مردم آسيب وارد نشود. آنها كتك خوردند و دم نزدند. مطمئن باشيد كه نفوذيهاي جريان برانداز در سناريوي دشمن، فساد و اقدام كردند.
در اينجا ميخواهم از نمايندگان عزيز خواهشي كنم و آن اين است كه به دوست و برادر خود اعتماد كنند، كارآمدي را به رييسجمهور بسپارند، ما همه ميخواهيم كابينهاي قوي تشكيل شود و بايد در اين راستا اعضاي دولت همدل باشند. شما صلاحيت عمومي را بررسي كنيد و اصل را بر اعتماد بگذاريد.
تتمه: البته احمدی نژاد توضیح نداد که در دور قبل که مجلس در تایید کابینه با شجاعت برخورد کرد و علاوه بر صلاحیتهای عومی به کارآمدی وتخصص وزرا نیز توجه نمود چرا نیمی از کابینه توسط وی عزل شدند و حال که فقط می خواهد صلاحیت عمومی آنها تایید شود بدلیل اینست که به قول او با وی همدل و همگرا هستند و اگر کارآمدی نداشته باشند با کارآمدی خود او جبران می شود!
مطابق نظریه ولایت فقیه ونیز اصل پنجم قانون اساسی ٬حکومت ولایت فقیه دائمی نیست ومحدود به زمان غیبت امام مهدی منجی(عج) است که با ظهور حضرتش جایگاهی برای ولایت فقیه باقی نخواهد ماند و حکومت در دست با کفایت امام عادل معصوم قرار گرفته که البته منظور هر شیعه ای می باشد.
اما از آنجا که ظهورحضرت حجت و فراهم کردن زمینه آن و حتی دعای برای فرج (٬با تلقی انقلاب مخملی) به نوعی اقدام برای براندازی نظام حکومتی در قالب ذکر شده می باشد لذا همه شیعیان و خود آقایان نیز برانداز و انقلابی مخملی هستند!!!!!!
گر حکم شود که مست گیرند در شهر هر آنکه هست گیرند
از تمام بندگان خوب خدا التماس دعا دارم
هر چند تصمیم گرفته بودم دیگر در خصوص مسائل اخیر مطلبی ننویسم و آنرا به اهلش بسپارم اما آنچه اتفاق می افتد بر آن می داردم که حد اقل ناراحتی درونی خود را از بعضی وقایع که ارتباطی به مسائل حقوقی دارد قلمی کنم.
دادگاه چهارم نیز با پوشش گسترده خبری و مانور رسانه های دولتی( بر خلاف صراحت قانون ) برگزار شد.
تبصره 1 ماده 188 قانون آیین دارسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور کیفری مقرر می دارد:
تبصره 1 ـ منظور از علني بودن محاكمه، عدم ايجاد مانع جهتحضور افراد در دادگاه ميباشد لكن انتشار آن در رسانههايگروهي قبل از قطعي شدن حكم، مجاز نخواهد بود و متخلفاز اين تبصره به مجازات مفتري محكوم ميشود.
در خصوص این جلسه و جلسات قبلی دادگاه از جهت رعایت تنها این تبصره دو انحراف یا اقدام غیر قانونی صورت گرفته است.
اول رسانه ای کردن و پوشش وسیع خبری آنست که مسلما امری خلاف قانون می باشد چرا که هنوز در دادگاه چیزی به اثبات نرسیده و متخلفین اعم از منتشر کنندگان و معاونین آنها در حکم مفتری می باشند.
اولین وظیفه دادگاه رعایت چنین مواردی است اما چرا وبا چه مجوز قانونی رییس دادگاه این مسئله را نادیده گرفته جای سوال دارد؟
ممکنست بسیاری از اتهامات وارد شده از طرف دادستان مورد قبول دادگاه قرار نگیرد ولی آنچه در ذهن مخاطب خواهند ماند اتهامات وارده به افراد است و قبول اتهاماتی که معلوم نیست با چه شرایطی از طرف بعضی متهمین صورت گرفته است. البته ظاهرا بنظر می رسد هدف نیز رسوب همین اتهامات در ذهن مخاطب باشد!
دوم منظور از علنی بودن دادگاه عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در دادگاه است اما جالب است که حتی خانواده متهمین که بسیاری از آنها عزیزانشان را مدتهاست که ملاقات نکرده اند از حضور در دادگاه منع می شوند و افراد حاضر در دادگاه گزینش می شوند و حقوق شهرئندی اینگونه رعایت می شود!
نکته دیگری که در این دادگاه اتفاق افتاده و مبدع آن آقای احمدی نژاد بود ایراد اتهام به افرادی است که حضور نداشته و نمی توانند از خود دفاعی نمایند. این اقدام نیز از مصادیق بارز تهمت و افتراست که در دادگاه عدل اسلامی ! اتفاق افتاده و قاضی محترم در مقابل آن سکوت می کند.
دیری نگذشته که در خصوص قتل بانوی مسلمان در دادگاه آلمانی ، وا اسلامای آقایان و مخصوصا دادستان تهران بلند شد اما مگر نه اینکه آبروی افراد همچون خون آنها محترم است؟
اگر در دادگاه کفر آلمان زنی مسلمان به قتل می رسد اما اینجا و در به قول آقایان ام القرای جهان اسلام، آبروی افراد براحتی به بازی گرفته شده و از این اظهارات چه بسا جمعی خوشحال ومشعوف می شوند و مواضع قبلی خود را فراموش می کنند.
در مورد کیفرخواست عمومی! نیز به همین اکتفا می کنم که پیش از آنکه کیفر خواستی مبتنی بر قواعد حقوقی باشد بیانیه ای سراسر دال بر تفتیش عقاید است .